سفری در ارتفاغات چهار هزار متری جیلانی لبیب

اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه ولهDW-TV دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد.

 

جیلانی لبیب

 

سفری در ارتفاغات چهار هزار متری

از  کشور چیلی بسوی بولیویا

 

یک قطار باید در مسیر ۴۴۰ کیلومتری اش که متشکل از کوهستان ها و بیابان هاست و پیمودن آن ۱۲ساعت را دربر می گیرد، از هفت تونل بگذرد. مردم با علاقه این راه خط آهن را میان خویشتن مسیر سیاسی می نامند، زیرا چیلی  Chile بتاریخ ۱۹۰۶میلادی، دوسال بعد از پیروزی دریک جنگ سنگین بر سر معادن گرانبهای نیترات پتاسیمِ موجوده در بیابان اتاکاما Atacama ، به احداث این مسیر آغاز کرد.

کشورهای پیرو Peru ، بولیویا Bolivia  و چیلی واقع در غربِ امریکای جنوبی درین جنگ سهیم بودند. بولیویا که اکنون در کنار پاراگوای  Paraguayیگانه کشور این قاره بدون مرزهای آبی است، درهمین جنگ راه ورودی اش را به بحر ازدست داد. قرار بود که خط آهن کنونی، لاپاز La Paz  پایتخت بولیویا را دوباره به اقیانوس آرام وصل بنماید.

اما مردم  بولیویا با این کار قانع نگردیدند. بولیویا از زمان تأسیس ملل متحد در سال ۱۹۴۵ میلادی به بعد از هر فرصت این مجمع بین المللی استفاده نموده و خواستار بندری برای خویش گشته است. چیلی ها تا کنون بدین تلاش ها مخالفت ورزیده و به موجودیت خط آهن مذکور اشاره نموده اند.

چیلی در سال ۱۹۵۳، اریکا Arica  را یک شهر آزاد اعلام نمود و برای بولیویا تسهیلات گمرکی و انبارگاه های ویژۀ را تضمین کرد. اما این موضوع،اهالیِ پیرو را که از دست دهندۀ شهر اریکا در جنگ  به چیلی بودند،علیه آنکشور برآشفته ساخت.این مناقشه  تا کنون نیز ادامه ادارد. با وجود همه، درین میان اریکا به یک شهر شکوفا و عصری مبدل گشته است.

حدود دوصد هزار شهروندِ اریکا از طریق تجارت، کارهای فرهنگی و جهانگردی امرار معیشت می کنند، زیرا این شهر می تواند به یک گذشتۀ پویا و میراث فرهنگیِ برجستۀ که باعث جذب بیگانگان نیز می گردد، اشاره نماید. آرامشِ اینجا، اما فریبنده است. توپ های قدیمی موجود درین شهر  تظاهر برتریِ تاریخیِ چیلی می باشند. البته که پشتیبانیِ خارجیان نیز یکی از دلایل اساسی این تفوق بود.

با احداث خط قطار در سال ۱۹۰۶میلادی، تاریخ مدرن اریکا به عنوان شهر شروع مسیر حرکت  قطار میان اقیانوس آرام و لاپاز پایتخت بولیویا آغاز گردید. چیلی ها این خط آهن را جهت حفظ صلح و طبیعتاً بدلایل تجارتی اعمار ومصارف آن را نیز پرداخت نمودند. این قطار که بسیار آهسته  و برای مسیر مذکور کم توان ثابت گردید، الدورادو نام داشت. بدین ترتیب در وهلۀ اول تجارتی صورت نگرفت.

قطارالدورادو El Dorado  هنوز هم وجود دارد. وی اغلباً بدون استفاده در یک محل متوقف است،اما چند بار در سال چیلی های را که جهت سپری نمودن تعطیلات خویش به سنترال می روند، بدانجا انتقال می دهد. سنترال دست کم ۱۵۰۰متر بلند تر از سطح بحر قرار گرفته است.

آری، اریکا همان جاییست که این  قطار سیاسی از بین ارتفاعات ۴هزارمتری، سفر طولانیِ خویش را بسوی لاپاز آغاز می نماید.

اغلب مسافران از کشور های دوردستی مثل زیلاند جدید، ایالات متحدۀ امریکا، آسترالیا یا اروپا می آیند. برای آنها سفر ماجراجویانه در همینجا آغاز می گردد.

این مسیر مشهورمناظر طبیعیِ پُرخاطره، زیاد دارد. علاوه برین،  یک قطار آهنِ کوچک نزد مسافران خیلی محبوب می باشد، زیرا در آن تصادم کمتر صورت می گیرد.

این قطارسیاسی که به بولیویایی ها تعلق داشت، بیش ازسی سال پیش در آلمان ساخته  و مدتی پیش بنابه دلایل اقتصادی، مجبوراً به فروش رسانیده شد. اکنون کارمندان بولیویایی دوباره برای یک شرکت چیلی که این قطار را خرید، مشغول وظیفه اند. طوریکه معلوم می شود، با وجود همه اکنون چیلی ها تجارت درینجا را دوباره به عهده گرفته اند. بولیویایی ها وچیلی ها به یک زبان و آنهم به لسان هسپانوی میگویند:  لوکو لوکو Loco loco  !!؛ یعنی دنیا چقدر دیوانه است!!! 

قطار آهنِ کوچک درۀ سرسبز را ترک می کند و وارد بیابان می گردد. در ارتفاعات هزارمتری،آفتاب می درخشد. تابش خورشید اما یگانه پدیدۀ آشنا برای همه است، زیرا در غیرآن احساسی برای انسان دست می دهد مثل اینکه در سیارۀ دیگری باشد.

با وجود اینکه ایستگاه سان مارتین San Martin  ، تنها ۵۹ کیلومتر از محل حرکت قطار فاصله دارد، در ارتفاعات  ۱۱۶۸متریِ سطح بحر اما  واقع شده است. کارمندان خط آهن می گویند که بادهای اقیانس اطلس زمان برآمدن بسوی سان مارتین ناله سر می دهند.

  یازده کیلومتر بعد، صعودِ۶۰۰ متر بلندی در پیشروی قطاراست. پس باید یکبار دیگر چرخ ها و پره های چرخ های قطار سرد گردند.

پس ازاحداث این خط آهن بین سالهای  ۱۹۰۶و۱۹۱۳میلادی، پیشرفت نیز  به این منطقه آمد. پیشه وران و تخنیکران همراه با تجاران بدینجا علاقه نشان دادند. برق و آب به محل آورده شد و بیابان قابل سکونت گردید. اکنون، قطار درینجا تنها از کنار یک قبر منزوی در حاشیۀ خط ریل  و از پهلوی یک ایستگاه متروک دیگر ترِن می گذرد و بس.

عبورِ این مسیرِ بیابانی و کوهستانی، در آغاز سدۀ گذشته مردم را شدیداً به مبارزه می طلبید. کاردانان فنیِ خط آهن از یک سربالایی حدود شش درصد سخن می گویند. مسافرین، این راه های مارپیچ  را با کوره راه های باریک  تمدن اینکا Inka  مقایسه می کنند.

یک مرکز آبگیری در ارتفاعات ۲۰۶۴متری قرار گرفته است.از آنجائیکه درین محل هرگز باران نمی بارد، مرکز مذکور در معرض هیچ زنگاری قرار نگرفته است. کارمندان چرخ های قطار را برای سربالایی بعدی سرد میسازند .

در جریان حرکت قطار بسوی ۱۶۶۴ متر ارتفاع بیشتر بمقصد سرمنزل بعدی، تنفس انسان کوتاهتر می گردد.

کارگران در آغاز جهت احداث خط آهن،از جنوب چیلی بدینجا آورده شدند. اما درین ارتفاعات  می توانستند تنها مردمان بومیِ دهکده های کوهستانی  منطقه کار نمایند.

پوکیوس که زمانی یک ایستگاه خط آهن مهم بود، در ارتفاعات ۳۷۲۸متری موقعیت یافته است. اکنون اغلب مسافران خسته می شوند، زیرا هوای ارتفاعات زیاد توانفرسا می باشد و هنوز حتی یک سوم مسافۀ این سفر نیز  طی نگردیده است.

در حاشیۀ راه، شمعدان های چند شاخۀ نادر مشاهده می شود. کاکتوس ها بصورت وحشی در دامنه های کوه می رویند. این گیاهان چنان ناگهانی و آنی نظر مسافران را بخویش جلب می کنند که غار های اینجا. دربارۀ  باشندگان اولی این منطقه کسی چیزی نمی داند.

فشار بالای ریل آهن نیز درین بالایی ها بسیار زیاد است. خط آهن ، بعداز هر پنج تا شش سال کاملاً فرسوده می شود و باید تجدید گردد.

قطار اکنون به بلندی های ۴ هزار متر رسیده است .

با رسیدن قطار به ارتفاعات زیاد، صلیب های منصوب در حاشیۀ راه نیز افزایش می یابند.این منظره نگران کننده است.  قطار های حمل و نقلِ اموال، تنها زمان حرکت بسوی پایین اغلب مورد حمله قرار می گیرند. با وجود گذشت زیاد زمان، این صلیب ها جاودانه درینجا باقی خواهند ماند.

در بعضی ازین صلیب ها، نام متوفی نیز درج می باشد. دریکی از آمده است که درینجا سه مرد بدلیل نقص برِک یک قطار باریِ که فلز قلعی را حمل می کرد، جان باخته اند.

درهمین محل هفت تن به یکبارگی همراه با یک واگون به دره سقوط نموده اند. صلیب های آن بالایی ها در کنار مسیر، گذرا بودن سریع  زندگی را بیاد انسان می آورد.

 ریل آهن پارک قطار ها درمائیسترانزا  Maestranzaمظهر زوال جاودانیِ خط آهن است. برای کارمندان قطار، شرکت های خط آهن به منزلۀ خانواده های بزرگ آنهاست.مشاهدۀ چنین حالتی خیلی دردآور می باشد.

در دروازۀ واگون خواب، تبصره های بدخط به چوکات گرفتۀ، دیکتاتوریِ نظامیِ پینوچیت Pinochet  را بیاد انسان می آورند. واژۀ نه No ، بیانگرِ زبان روشنِ مردم بدان نظام بوده است.

راننددۀ قطار ماهانه ۱۸۰ دالر که در بولیویا پول زیادی است، دستمزد دریافت می کند. میزان حد متوسط عاید سالانۀ هر فرد درین کشور تنها ششصد دالرِ امریکایی می باشد.

گوسفندان لاما  Lama و شترانِ پشم آلودِ الپاکا  Alpaca  ثروت این منطقۀ کوهستانی که اکنون قطار به آنجا رسیده  است  واَلتی پلانوAltiplano یاد می گردد، شمرده می شوند.این منطقه در ارتفاعات تقریباً ۴هزار متری موقعیت دارد. شتران لاما والپاکا را درینجا دیگرکسی شکار نمی کند، بلکه بدلیل پشم پُرارزش خویش، در رمه ها نگهداری می شوند.

هوای این بالایی ها سرد می باشد. فوران آب به ارتفاع ۸ متر در اثر فشار زیادِ لولۀ تأمین آبِ آشامیدنی، یک کوه یخ را تشکیل داده است. آفتاب  نمی تواند این کوه یخ را آب گرداند.

بعد از سه ساعت و ۴۵ دقیقه قطار به ایستگاه السِرِکا می رسد. این منطقه با ارتفاعات  تقریباً ۴ هزار متری  اش دارای چند حویلی، باشنده و یک مأموریت پولیس می باشد. نشانگرمبارزه علیه قاچاق مواد مخدر، موجودیت پولیس درینجا است.

چند کیلومتر بعد در طرف راست خط آهن دریاچۀ  وجود دارد که جنرال لُگُس General Logos  نامیده می شود. قطار بعد از سفر چهار ساعته، اکنون به گردنۀ تاکورا  Tacoraمی رسد. تاکورا، بلندترین منطقۀ مسیر قطار و مرز با پیرو را تشکیل می دهد .در اصل سرحد در وسط این دریاچه قرار گرفته است. آنسوی دریاچه، مربوط به کشور پیرو است.

درین بلندی های۴ هزار متر، هرکسی ارتفاع این مکان را احساس می کند. باید تنها گام های کوچکی برداشت. طبیعت یک بازیِ رایگان را به نمایش می گذارد.  بالای دریاچه، یک گردباد برقص درآمده است.

دربولیویا کشوری که دارای سرک های اسفالتی کم می باشد وبیشتر آنها تنها درموسم خشکی قابل عبور و مرور اند، بایستی در اصل حمل و نقل اموال به سواحل از اهمیت ویژۀ برخوردار می بود. بعد از تقریباً یک سده موجودیت خط آهن، ایستگاه های قطار مسدود و شهرک های مسکونی متروک می گردند.

اینجا سرحد ویزویریVISVIRI  است. قطار بدلیل  توقف های میان راه، بیشتر از شش ساعت  نیاز دارد تا  ۲۰۵ کیلومتر را در ارتفاعات ۴هزار متری  پشت سر بگذراند.

چیلی وبولیویا یک سرحد طولانی با هم دارند. درین مرز، عبور غیر قانونی از یک کشور به دیگری خیلی آسان  است.

ده کیلومتر دورتر ازینجا چیلی، پیرو و بولیویا در یک محل با هم ملحق می گردد. از سالهای مدیدیست که  یکشنبه ها در بازار مشترک این منطقه، تجاران هر سه کشور نامبرده، کالاهای خویش را  جهت فروش عرضه می دارند.

 چیلی هادر نخستین نگاه ، نسبت به همسایگان خویش مرفه تر بنظر می رسند.

اما از میزان عاید اینجا، کسی نمی تواند ثروتمند گردد. بازار مذکور پیش از همه جهت تأمین ضروریات ایندیوس، که باشندۀ مناطق دورافتادۀ منطقه اند، ایجاد گردیده است. طبعاً روز بازار مثل همه جای دنیا، فرصت مساعدی را برای تبادلۀ اخبار تازه و ملاقات مردم نیز بوجود می آورد. درین بساط ها پیش از همه مواد اولیۀ غذایی عرضه می گردند.

سر و صدای مردم و بوغ موترها، آرامش حومۀ دریاچۀ زیبای چونگارا  Chungaraرا که در ارتفاعات ۴۵۰۰ متریِ  زمین ازسطح بحر قرار دارد، برهم می زنند.مأموران سرحدی در ایستگاهِ قطار آهنِ ویزیری، مثل همیشه مشغول وظیفۀ خویش اند و نام های مسافرانی را که از روی پاسپورت شان کنترول کرده اند ، با مهارت همیشگی خویش نادرست ادا می کنند.

سفر قطار بسوی چارانا  Charanaدربولیویا ادامه می یابد و تا شش ساعت دیگر به مقصدش یعنی چارانا  از میان مناظر زیبای کوهستانی در راه می باشد .

ساعاتی بعد، همۀ مسافران بصورت ناگهانی کاملاً بیدارمی گردند. قطار بسوی پائین حرکت می کند و دروازۀ ورود به ساحۀ شهر برای قطار گشوده می شود. سفر یک روزۀ قطار درینجا به پایانش نزدیک می گردد.

روشنایی شهرلاپاز، ازینجا دیده می شود. لاپاز با موقعیت ۳۷۰۰متری اش بالای سطح بحر، مرتفع ترین پایتختِ جهان  می باشد.

پایان

                                                                                 

/ 0 نظر / 32 بازدید