جیلانی لبیب من متهم می کنم

 

 

جیلانی لبیب

من متهم می کنم

ادبیات فرانسه

در پرتو ماجرای درایفوس

 

یک اثر خوب ادبی، بازتابگر روح و روان جامعه و دوران خویش است برای یک ابدیت و تاریخ درست ادبیات نمایانگر راه و مقصدی که فرهنگ و مردم در همان مضمون پیش رو دارند.

روشنفکر افغانستان به دلایل گوناگونی تا حالا نخواسته یا نتوانسته است، با بررسی و پژوهش بی طرفانه ، گذشتۀ ادبی چهل سال اخیر این سرزمین را به نوعی که بایستی واقعیت اجتماعی و سیاسی آن  بازتاب یابد، ارائه بدهد. به باور من ، تعارف و وابستگی به جریان های سیاسی اخیر و کنونی در این مرز و بوم دو دلیل عمدۀ سرباز زدن ازین رسالت می باشد.

ماجرای درایفوس ، نمونۀ خوبی است از پیوند فرهنگ  با سیاست و مبارزات روشنفکری گسترده  برای تغییرات اصولی و بنیادین در یک جامعه.

نسل ۱۸۸۵ میلادی در فرانسه شاهد ماجرایی گشت که همۀ قشر روشنفکر آن کشور را  به ابراز نظر و اتخاذ سمت و سو  جهت ارزش های موجود در جامعه، یا به موافقت از حق فردی و حقیقت مبتنی بر سند و یا  جانبداری از دیدگاه  آموزش های ملی، مذهبی وادار ساخت.

از سال  ۱۸۸۶ میلادی به بعد  یهودی ستیزی  و یهودی گرایی  را در میان بخشی از روشنفکران فرانسه بصورت برملا و آشکارا ، روزنامه ها عنوان می نمودند . در سال۱۸۹۴ میلادی وقتی اسنادی سری از وزارت جنگ فرانسه گم  شد ، افسری یهودی تبار بنام الفرید درایفوس  Alfred Dreyfus متهم  و محکوم به سرقت و دادن آنها به دولتی بیگانه  گردید.

نخستین نویسندۀ که داوری قضایی  ماجرای درایفوس را  در سال۱۸۹۶میلادی محکوم کرد، برنار لا زار  Bernard Lazare  بود، خود نیز یهودی تبار. وی با نگاشتن مطلبی زیر عنوان یک اشتباه قضایی – واقعیت اصلی در بارۀ ماجرای درایفوس،  پرده از روی پنهانکاری های دادگستری فرانسه برداشت.

بتاریخ ششم نوامبر سال  ۱۸۹۷ میلادی  یکی از استادان تاریخ مکتب  Ecole Normale Supérieure  ایکول نورمال سوپیریوور، بنام گابرئیل مونود  Gabriel Monod  طی مقالۀ در روزنامۀ    Le Témps  یا زمان  دلایل جعلی بودن اتهام درایفوس را تشریح نمود که با انتقاد شدید و ناسزاگویی های مطبوعات یهودی ستیز روبرو شد.در مقابل شاگردان این مکتب به دفاع از استاد خویش نوشتۀ را به نشر سپردند.

با نگاشتن این نامۀ سرگشاده، ماجرای درایفوس وارد مرحلۀ نوین ادبی درتاریخ فرانسه گردید. اغلب روشنفکران این کشورچه راست نگر و یا چپ اندیش به مجادله و مباحثۀ علنی در بارۀ نظام دادگستری فرانسه پرداختند و نویسندگان میانه رو را وادار به جانبدرای به یکی ازین گروه  ساختند.

موریس باره   Maurice Barrés به عنوان یکی از  نخستین نویسندگان راست رو معروف فرانسه  با آثاری همچون مردی آزاد Un Homme libre ، احضار سرباز L’Appel ou Soldat  و تپۀ الهام گرفته La Colline inspirèe به دفاع از سیستم موجود وقت آنکشور قد علم نمود و برای مدتی مبارزۀ گروه مخالفان درایفوسAnti-Dreyfsard   را به پیش برد .

هرچند مدتی بعد جاسوس اصلی که استرهازی Esterhazy نام داشت و اهل مجارستان  بود شناسایی شد، اما چون نخواستند اشتباه دستگاه قضایی هویدا گردد، وی را بدون جرم دانستند و تبرئه کردند.

امیل زولا  E’mile Zola با آثاری مثل دکۀ میفروش L’Assommoir ، نانا Nana و رؤیا Le Réve برای بار نخست درین ماجرا شرکت ورزید و به تاریخ بیستم نوامبر۱۸۹۷ میلادی  با نوشتۀ در روزنامۀ فیگارو  Figaro  خواستار تجدید نظر دردادگاه گردید. امیل زولا با این نگاشتۀ جدی ومؤکد خویش موجب برانگیختن طغیانی وژرف احساسات جبهۀ مخالف درایفوس شد  و جنگی مذهبی و بی سابقه میان کاتولیکان، سلطنت طلبان و جمهوری خواهان به راه افتاد.

در نتیجۀ این نبرد باورها، نشریۀ فیگارو نیز ازچاپ نوشته های امیل زولا سر باز زد، چنانکه وی برای مدت کوتاهی خویش را به پخش رساله  های نشراتی وادار دید تا اینکه جریدۀ نو بنیاد لورور  L’aurore  به عنوان  بازتابگر فریاد تجدید نظر خواهان ماجرای درایفوس قد علم نمود.

به تاریخ سیزدهم جنوری  ۱۸۹۸ میلادی ، امیل زولا با انتشار نامۀ سرگشادۀ به رئیس جمهور فرانسه زیر عنوان من متهم میکنم  J’accuse ، در روزنامه یی L’aurore یا پگاه  واقعیت حادثه را برملا ساخت، مجرمان اصلی را که هشت تن به شمول دو وزیر جنگ کشور بودند،  نام برد و مدافع موفقانۀ عدالت و انصاف در این ماجرا گردید چنانکه درایفوس توانست از کلبۀ تبعیدش واقع در جزایر مستعمراتی فرانسه در امریکای  جنوبی موسوم به جزایر شیطان  Île du Diable به کشورش بازگشت کند و اعادۀ شخصیت بشود.

بازتاب این نوشته در سراسر فرانسه فراگیر گشت، دوصد هزار نسخۀ این جریده در مدت چند ساعت  به فروش رسید و نام امیل زولا را ورد زبان همۀ شهروندان نمود.

نوشتۀ ژاکوز J’accuse  یا من متهم میکنم موجب حرکتی درین کشور موسوم به روشنفکران شد. تجدید نظرخواهان را مخالفان آنها نخست تمسخر آمیزانه  “روشنفکران” می نامیدند. اناتول فرانس یکی از هموندان برجستۀ این گروه  روشنفکر به شمار می رفت.

تالار های مجادله و مباحثۀ نویسندگان راست و چپ نگر  بر گسترش دیدگاه های موافق و مخالف درایفوس نقش برازندۀ را ادا می نمودند. تالار های مادام شتراوس Madame Strauss ، مادام ارمان Madame Arman و  مادام دو لوینه Madame de Loynes محل گفتگوهای گروهی موسوم به کرانۀ راست Rive Droite شده بودند.

وقتی امیل زولا را برای نگاشتن مقالۀ من متهم می کنم به یکسال زندان و پرداخت جریمه محکوم نمودند، موافقان تجدید نظر خواهی این ماجرا که شماری از دانشمندان علوم طبیعی، پروفیسوران علم فلسفه، وپزشکان را نیز شامل بود، موسوم به گروه درایفوسیس موس  Dreyfusismus  دور هم گرد آمدند و انجمن حمایت از حقوق بشر را بر پایۀ قوانین انقلاب کبیر فرانسه  بنیان گذاشتند.  مقر انجمن حمایت از حقوق بشر مرکز تجمع و فعالیت هواداران گروه روشنفکران که صد ها پروفیسور، دانشمند، معلم ، استاد و نویسندگانی همچون  پره وو Prévost  با اثری همانند مانون لسکو Manon Lescaut ، و روستان Rostand با شاهکاری مثل سیرانو دو برژیراک Cyrano de Bergerac را شامل می گردید، شناخته شد.

از سوی دیگر گروه مخالفان  تجدید نظرخواهان  ماجرای درایفوس با تشکیل انجمن میهن دوستان فرانسه  Ligue de la Patrie Francaise گرد هم آمدند.بیش از نصف اعضای اکادمی فرانسه، بیشترین افراد نسل های پیشینه وشماری از پروفیسوران نیز  شامل این گروه بودند.

ماجرای درایفوس چهار سال تمام، روشنفکران راست و چپ فرانسه را وادار به جهت گیری و بحث و مجادله نمود.خانواده ها، مکتب ها ودفتر های دولتی  محل گفتگو و ماجرا درین مورد شدند. هیچ موضوع دیگری نتوانسته است همچون این حادثه ، جامعۀ فرانسه را پس از انقلاب کبیر، بیشتر متحول گرداند و به خود مشغول سازد .

 نابودی حزب ناسیونالیستی راستگرای فرانسه، کامیابی آرمان های جمهوریت در بخش های دفاعی و تهاجمی به وسیلۀ وضع قوانین انتظامی و جدایی کلیسا و دولت از جمله ارمغان های این جدال  روشنفکری در بارۀ این ماجرا بشمار می روند.  امیل زولا پس ازین واقعه در سال  ۱۸۹۸  میلادی بنیانگذار ادبیات سیاسی اجتماعی اروپایی سدۀ بیستم عیسوی بخشی از نویسنگان اروپایی گردید که این جریان هنوز هم در قوت خود کم و بیش همچنان ادامه می یابد.  اناتول فرانس۱۸۴۴-۱۹۲۴  میلادی، برنده یی جایزه نوبل ادبیات ، پادشاه نثر فرانسه،  نویسندۀ "عصیان فرشتگان " و"خدایان تشنه اند" پس ازین ماجرا گفت که" زولا" برای مدتی وجدان بشریت بوده است.

برای نگاشتن این مطلب به ویژه ازین چهار اثر بهره برده شده است:

Geschichte der französichen Literatur, Albert Thibaudet, Verlag Karl Alber Freiburg, München, 1953

Weltliteraturgeschichte Band 3, Eduard Von Tunk, Staufacher-Verlag AG Zürich, zweite Auflage, 1968

Weltliteratur, Ein Überblick, Axel Eggebrecht, Verlag Bruno Henschel und Sohn,Berlin, 1948

Geschichte der Weltliteratur, Erwin Laaths, Th. Knaur Nachf. Verlag, München, 1953

پایان

 

 

 

/ 0 نظر / 32 بازدید