نجوا
سرودِ شعر و ادب

 

 

 

 

اصل این نوشته، مضمون برنامه یی بود که ازطرف تلویزیون دویچه وله DW-TV  دردسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفت. بدینوسیله جهت اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز امتنان می گردد. 

 

جیلانی لبیب

 

دریاهای جهان

دریای البه

در کشور های چک و آلمان فدرال

 

روایت می کنند که سرچشمۀ دریای البه  Elbe دریکی ازکوهستان های ریزن گِبیرگ Riesengebirge  یا کوه های دیوان بنام کسل کوپه Kesselkoppe  قرار گرفته است. سرچشمۀ مذکور، در ارتفاعات ۱۴۰۰متریِ کوهستان های جمهوری چک در نزدیک مرز پولند موقعیت دارد. منظرۀ دیدار از ایجاد چهارمین جریان بزرگ آب در اروپا کهنوردان زیادی را  دسته دسته درایام تابستان بسوی این کوه  جلب می نماید.آنچه که انتظار این جهانگردان را درآنجا می کشد، اما توهمی بیش نیست.

سرچشمۀ البه هیچگونه تشابهی را با منشأ یک دریا دارا نمی باشد. برین منبع ساختگیِ تأثر انگیز، تنها کودکانی که از آب های گل آلودش سکه های پول را بیرون می آورند، شیفته می گردند.

اما در کجا می توان ساده تر درک نمود که اصلاً هیچ گاهی یک سرچشمه وجود نداشته است؟ آنچه را که ما بعنوان سرچشمه بزرگداشت می کنیم،اغلباً مکان های ساختگیِ می باشند که جهت تجلیل برای خواستاران شهود آفرینش انتخاب شده اند. در هرصورت منشأ البه هم مثل سرچشمۀ دریاهای دیگر درست تعیین نمی گردد. این دریا از قطره ها، تراوش ها وآبِ های جاریِ همۀ شکاف های ریزن گِبیرگ منشأ پیدا می کند.

در محل انجام کار و کوشش باشندگان منطقه،علناً سکوت و آرامش پایان می یابد. کاغذ،شیشه ، نقره و مناظر به اصطلاح شیرخوارگاه بیت لحم که تا  مدت سی سال روی بعضی از آنها کارصورت گرفته است، تولیدات سنتیِ این منطقه می باشند.

گراف سپورک  Graf Sporck که بعنوان طرفدار سبک هنریِ باروک با جنون کافی اش آرزو داشته است از دهکدۀ کوچک کوکس Kuks ، محل با سلیقۀ برای نقاهت سرا ها بسازد . قصرخودِ گراف دراین سوی دریای البه که یک آتش سوزی تنها زینه های آنرا باقی گذاشته، قرار داشته است. شاید دلیل نجات پله ها، سرد بودن آنها ذریعۀ آب بوده باشد.

 نقاهت سرای آنسوی دریای البه هرگز روی  بیماری را ندید، زیرا چشمه های شفاآورِکوکس تنها ساخته و پرداختۀ گراف اثبات گردیدند. دلیل توقف مسافرین درینجا  بیشتر در موجودیت مجسمه های ماتیاس براونِ    Mathias Braun  پیکره سازشهر نهفته بود تا نقاهت سراهای وی.

در زمان موجودیت نظام سیوسیالیستی در چکوسلواکیای سابق، اندیشۀ دیگری نسبت به پیکره سازی حکمفرما بود و بجای زیبایی های هنری، راکت ها بزرگداشت می شدند. شهر هرادیتس کرالوی یا کاخ شهبانو که دریای البه را به مهمانی گذرا از میانش فرا خوانده است  با بیشتر۱۵۰ هزار جمعیت و صنایع مهم ثقیله، یکی از مراکز اقتصادی و اداری شرقِ بوهیم بشمار می رود. سبک های هنری اوایل سدۀ بیست و سوسیالیسم، منظره بخش این شهر بزرگ گردیده اند؛ با وجود آن همۀ زیبایی های هنریِ سبکِ باروک کهن در این شهر کوچک همانند گذشته ، زیر قاب  های ساده در خواب فرو رفته اند .

پاردوبتیسه  Pardubice  شهر دیکر جمهوری چک بر کرانۀ دریای البه اجازه داشت ، در عهد سوسیالیسم،شهر جوانان و ورزش یاد گردد.درست در همین جاست که آثاریک گذشتۀ متحرک با محبت مراقبت شده و روی هم انباشته می شوند. در هر صورت اهالیِ هرادیتس کرالوی ،همجواران خویش را درپاردوبیتسه ، محلی گرایانِ برافروخته بشمار می آورند. در دروازۀ شهر، یک بیگانه قبل از همه چیز با یک قصۀ پُر ماجرا پذیرایی می گردد:

در سال ۱۱۵۸میلادی،یِشِکِ  Jeshek سوارکار ازپاردوبیتسه،در محاصرۀ یکی از شهر های ایتالیا شرکت ورزید. در جریان هجوم ،دروازۀ شهر بالایش می افتد و اسبش را دو نیم  می کند. مطمئناً که وی بالای اسب دونیم شده اش به پاردوبیسه برنگشته است؛ مردمِ اینجا،قصه اش را بدون دلیل موجهی نیز  همانگونه باور نمودند.

در روزهای داغ تابستانی، همۀ امور زندگانی به تدریج در زیر دیوار خانه های سایه افگن  شهرانجام می شوند؛ ومحوطۀ بازار، آزاد از ضروریات عصری در برابر تابشِ آفتاب ظهر مثل  ۴۰۰ سال پیش،قرار گرفته است. درآن زمان ضرب ا لمثلی وجود داشت که:این هم مثل پاردوبیسه می درخشد.

 پایتخت چِک، با ریختنِ رودخانۀ مُلداو Moldau  در بیست کیلومتریِ شهر پراگ  به دریای البه،  به بحر های سراسر جهان ارتباط پیدا می نماید.

جریان جمعیِ این دوآب،به شهرک مِلْنیک Melnik  برجستگیِ ویژۀ می بخشد. مِلْنیک به داشتن مَیْ وسردخانۀ عظیم نگهداری استخوان های مردگان که در تهداب کلیسای وی یافت شد،زیاد معروف می باشد.

آیا می توان اینجا به حقیقتِ مرگ پی برد؟ استخوان های تقریباً دوازده هزار قربانیِ بیماریِ طاعون که در سال ۱۵۱۰ میلادی درمِلْنیک شیوع یافت، درین مکان بصورت منظم بالای هم گذاشته شده اند.درمِلْنیک، میخانه وانبارگاه استخوان های مردگان  چند گامی بیش از هم فاصله ندارند.

در نزدیکیِ بوهیم، Bohemia  بخش شاعرانۀ دریا یعنی سویسِ ساکس وبوهیم در منطقۀ بنام دیچین   Dečin آغاز می گردد.سرحد کنونیِ دوکشورِ آلمان و چک، که قبلاً مرز کشور های  همجوارِ  جمهوری سوسیالیستیِ چکوسلواکی وجمهوری دموکراتیک آلمان را تشکیل می داد، از میان این کوهستان می گذرد. نقاشان سبک رومانتیک آلمان علاقۀ ویژۀ بدین کوهستان های شگفت انگیز داشته اند و ریچارد واگنر  Richard Wagner موسیقی دان بزرگ نیز جهت کمپوز و تصنیف آهنگ هایش درهمین منطقه انزوا اختیار می نموده است.

همۀ شهردرِسدن Dresden از سنگریزه های این کوهستان بوجود آمده است. نام مذکور اصلاً ریشۀ سلاوی دارد و باشندگان جنگل معنی می دهد. با وجود آن، کمترین گویای زندگیِ درسدنی های سدۀ ۱۸میلادی همین توصیف می باشد. در آن زمان، کورفورست اگوستِ دوم Kurfürst August II  با لقب  نیرو مند در آنجا حکومت می کرد. وی با پیروی از ایتالیایی ها،درسدن را به یکی از با شکوه ترین شهر های اروپا مبدل ساخت. نقطۀ اوج این هنر معماریِ جدید ،بنای سوینگر  Zwinger می باشد،که جهت اعمارش باید بخشی از حصار شهر منهدم می گردید.اما تدابیر نظامی در آن وقت مقام دوم را دارا بودند: اهالیِ درسدن عوض جنگ، به برگزاریِ جشن های بزرگ میل بیشتری  را داشتند. تنها نیاز های تفریحیِ رومیان و اهالی پاریس نسبت به سرگرمی های اهالیِ درسدن بیشتر بود و بعضی ازین جشن ها سی روز ادامه می یافتند.

در شب ۱۴ فبروریِ ۱۹۴۵میلادی، طیارات بمب افگنِ بریتانیایی و امریکایی، بر درسدن حمله کردند؛ در اثر این بمباران ۱۲ هزار ساختمان ویران شد و ۶۰ هزار نفر به قتل  رسیدند.

بدون درنظرداشتِ آسیب های جنگ،سوینگرِ شهر درسدن باید مکرراً ترمیم گردد. یخبندان و فشار، براین تندیس های پرموزرِ مجسمه ساز، چنان تأثیرات زیادی از خود بجای گذاشته اند که باید همه تبدیل گردند.کوپیِ این تندیس ها را آقای Vogt فوگتِ سنگتراش خواهد ساخت.به کمک ابزار ساده اما می توان اعماق هر نقطۀ از تندیس های اصلی را چنان دقیق تعیین نمود و در کوپی آنها بارز ساخت  که تماشاچیان آینده هیچگونه تفاوتی  را میان کوپی و اصل پیکره ها قایل نگردند.

همبستگانِ مبتکر،سیاستمداران و مهندسان رؤیای زایش دوبارۀ درسدنِ کهن را از هرزمانی بیشتر و بی باک تر در سر می پرورانند.شاید هم واقعاً نسل های آینده روزی با درسدنِ آشنا گردند که برای ما  معاصران تنها در  تصاویر کانالِتو نقاش ایتالیایی قابل تماشامی باشد.

رودخانۀ البه هزاران پیش، میان جرمن ها وسلاو ها، سرحد را تشکیل می داد. هاینریش اول Heinrich I  قیصر آلمان اما طمع  سرزمین آنسوی البه را در سر داشت. نخستین گام جهت تسخیر این کشور ها تأسیس شهرمایسِن بالای صخره های خارا در آنسوی دریا بود. بعداً شهرمایسن  Meißen به پایتخت ساکسن ارتقا یافت، تا اینکه کورفورست تصمیم گرفت در درسدنِ کم محدود تر کوچ نماید. در سال ۱۷۰۵میلادی، یوهان بوتگۀ  Johann Böttge کیمیادان ۲۴  کوره اش را در قلعۀ مایسن نصب کرد. وی درینجا بعنوان اولین فرد اروپایی، ظروف چینی را که تا آنزمان با مصرف پول هنگفتی از چین وجاپان وارد می گردید،ابداع کرد. مایسن توسط تولید ظروف چینی سازی بوتگه،اکنون در سراسر جهان مشهور  و معروف می باشد.

درین  ناحیۀ رودخانۀ الب، شمالی ترین  تاکستان های آلمان موقعیت دارند. یک تاکستانِ فراز تپۀ رودخانه ،با جامی از می مایسن، آدم را به سدۀ گذشتۀ می برد که از صنعت و صدای  ماشین آلات  هنوز در آن خبری نبوده است . البه در آنزمان یکی از پُر ماهی ترین آب های اروپا بشمار می رفت.متاسفانه آرامش موجود  درینجا، فریبنده  می باشد. گرین پیس  Greenpeace سازمان حفظ محیط زیست، آخرین ماهیان البه را امروز زباله های زنده قلمداد می کند.

درشهر های مثل ریزا Riesa، بدون دستگاه های تصفیۀ آب ، کارخانه های  مواد کیمیاوی و فولاد سازی آب رودخانه را حلال حذفیات خویش ساخته اند.از آب به مفهوم اصلی آن درین دریا اثر زیادی باقی نمانده است. اجزای اصلی آب البه را امروز سیماب،سرب، کادمیوم،نیکل،زرنیخ،روی،ناتریوم وکلور تشکیل می دهد.

 جمهوری دموکراتیک آلمانِ  اسبق یکی از بزرگترین تولید کنندگان آلودگی ها در جهان بشمار میرفت.

در اگوست ۱۹۹۰میلادی الب،صحنۀ نمایش آخرین مانور نظامی ارتش جماهیر شوروی در خاک آلمان بود .این  نخستین و آخرین مانوری بشمار می رود که اجازه بود  بدون ممناعت فلمبرداری گردد.

در اواخر جنگ جهانیِ دوم،قشون نظامیِ امریکایی و شوروی درکرانۀ البه به هم رسیدند.بتاریخ ۲۵ اپریل  ۱۹۴۵  میلادی یک عکس درینجا گرفته شد که بعداً در سراسر دنیا پخش گردید.درین تصویر با استفادۀ آگاهانه از  لحظۀ تاریخی وقت، امریکائیان وشوروی ها به عنوان فاتحان جنگ بسوی همدیگر دست دراز می کنند. پُلِ بالای البه در نزدیکیِ تورگاو Torgau ، محل این عکسبرداری است.

چنانکه  کاتولیکان دریای راین  Rhein را از آن خویش می دانند، مسیحیان فرقۀ پروتستان، رودخانۀ البه را متعلق به خود می شمارند.این موضوع با شهر ویتنبرگ  Wittenberg که یک رقیب کوچک اما موفقِ شهر جاودانیِ روم بود، نیز  بی ارتباط نیست.

از سال ۱۵۲۲ میلادی مارتین لوتر Martin Luther  ،درویتنبرگ بسر می برد.وی با مِلانختُنِ Melanchton  جوانتر ولوکاس کراناخِ  Lucas Cranach بزرگتر از خود ، ویتنبرگ را مشترکاً  به سنگر جنبش اصلاح طلبانۀ مسیحیان تبدیل نمودند. کراناخ درینجا هنر پروتستانتی را ایجاد کرد، مِلانختُن اساسات مذهبی را  بنیاد نهاد ولوتر جنبش اصلاح طلبانۀ مذهبی را بین مردم تبلیغ کرد. وی، بدون برگزاری مراسم نیایش هنرمندانه و باشکوه کاتولیکی، پیام  خداوندی را بیست سالِ تمام بدیگران تعلیم داد و بدینگونه از یک دین برای چشم ها، باوری برای گوش ها بوجود آمد.

تا زمان موجودیت جمهوری دموکراتیک آلمان ، اهالیِ شهر ماگدبورگ  Magdeburg تعطیلات خویش را اینجا،در کنار رودخانۀ باگر Baggersee سپری می نمودند.اما از زمان گشایش سرحدات، صندلی های خالی  ساحل با نمای کلیسای مشهور، یک زندگیِ آرام  را بازگویی می کنند.

کلیسای شهر با کشتیرانی در البه رابطۀ مخصوصی دارد. این ارتباط را یک صخرۀ واقع در اعماق بسترِ دریای البه ، قایم نموده است. اگر کلیسا را خطر انهدام تهدید نمی کرد، طبیعتاً که صخره را مدتها قبل منفجر می ساختند. اهالیِ ماگدبورگ امیدوار بودند که با کشتی های زنجیری، تیغۀ صخره را بیخطر سازند. حوالیِ ۱۸۷۰میلادی درینجا کشتی های خمیدۀ پیدا شدند که کسی نمی دانست جلو و عقب آنها کجاست.این کشتی ها ذریعۀ کشش یک زنجیر فولادین، در هر دومسیر دریا حرکت  می کردند. یک زنجیر که ۸۰۰کیلومتر طویل  بود،از بین یک  چرخ به عرشۀ کشتی برده می شد. بدینگونه یک کشتی زنجیری هرگز از مسیرش منحرف نمی گردید. متأسفانه این اندیشۀ مبتکرانه نتوانست جای پیدا کند و مروج گردد. در سال ۱۹۳۰میلادی همۀ کشتی های زنجیری به موزیم ها انتقال داده شدند.

با شهرک باستانی و بندریِ تانگر موندِه Tangermünde ، شمالِ آلمان آغاز می گردد. دریای البه از کنار مناظر طبیعی و شکوه شاعرانۀ آنها می گذرد .آن چهل سالی که  بستر دریا میان سیستم سوسیالیستیِ جمهوری دموکراتیک آلمان و نظام سرمایه داری آلمان فدرال  یک مرز تفکیک کننده را می ساخت، نیز به انزوای این منظرۀ طبیعی افزوده است.

امروز پنج اتصال جدید کشتیرانی ،آزادی سفر را میان سواحل شرق و غربِ البه تأمین می نماید.بخشی از تأسیسات مرزی، که رهبران جمهوری دموکراتیک  آلمان دروازه های کشور خویش را  توسط آنها بسته بودند، سمبول یک تجربۀ سیاسیِ ناکام  باقی مانده اند. گردشگر البه در هیچ جای دیگری نمی تواند بهتر از بالای پُل دومیتز Dömitz  که پس از تخریبش در سال ۱۹۴۵دوباره اعمار نگردیده است، این پرده های آهنین را به عنوان عواقب جنگ سرد مورد مطالعه قرار دهد.

در ۱۲۰کیلومتریِ دهانۀ رودخانۀ البه به بحیرۀ شمال شهر هامبورگ  Hamburg با چهارمین بندر بزرگش در اروپا، قرار دارد. همه ساله بش از ۱۴هزار کشتی که حدود چهل فروند در هر روز می گردد، بدین بندر لنگر می اندازند.

اکثر کشتی ها از اروپای شمالی و شرقی، جزایر کارائیب و شرق دور بدینجا می آیند. بار اغلب کشتی ها را غله جات ، مواد سوختنی وتغذیۀ حیوانات ، نفت خام و همچنان سنگ های معدنی  تشکیل می دهد. زمان ترکِ هامبورگ،این کشتی ها پیش از همه تولیدات پولادین ، محصولات کیمیاوی و ماشین آلات به عرشۀ خویش بار دارند. بنادر مقصود این کشتی ها درکشور های سواحل مدیترانه، امریکای شمالی و شرق دور،قرار دارند.

هامبورگ با بیشتر از یک میلیون و هشتصد هزار جمعیتش، بزرگترین و ثروتمندترین شهر واقع در ساحل رودخانۀ البه می باشد. اواخر سدۀ پیشین،یک منطقۀ کامل که انبار خانه های مواد وارداتی از قبیل چای، قهوه،تکه باب و ادویه جات در آن قرارگرفته بود،در  هامبورگ اعمار گردید. استفاده ازین شهرک ذخایر در آینده اما زیر سوال قرار گرفته است.همین امروز بخش بزرگِ اموال همۀ کشور های جهان درداخل کانتی نر ها بسته بندی شده  وبعد به سراسر دنیا ارسال می گردند. این کانتی نر ها که در برابر باد و اوضاع جوی حساس نیستند،در قسمت جدید بندرِ هامبورگ در هوای آزاد  انبار شده اند.

 هرچند در عصر انبارِکانتی نر ها، بنادر با هم تشابه زیادی پیدا می نمایند، هامبورگ یگانه بندر جهان است که دارای یک ایستگاه خیر مقدم  گویی برای کشتی ها می باشد. درین محل کشتی های واردِ بندر با پخش سرود ملیِ کشور مربوط مورد استقبال قرار می گیرند وبرای کشتی های تارکِ بندر یک  سرود وداعیه نواخته می شود.

محل  ختم رودخانۀ البه هویدا نیست.درین باره نمی توان اطلاعات مؤثقی را  اظهار داشت. آب بحردر گسترۀ اقیانوس ها می ریزد. رودخانۀ البه به بحیرۀ شمال مخلوط می گردد و همچنانکه آغاز گردیده بود، بدون جلب التفات ویژۀ پایان می یابد.

پایان

 

[ ۱۳٩۱/٧/٢٤ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب