نجوا
سرودِ شعر و ادب

 

 

جیلانی لبیب

ضرب ا لمثل های هرات

متل ها

 

ضرب المثل هایی را که در زیر مطالعه می فرمایید ، بخشی از گرد آوری های اوان نوجوانی ام و دوران آرامیِ نسبیِ میهن ما می باشند. زمانی که سفرها هنوز کم خطر بودند و دور و برها بی حذر. قلم و کاغذ، مهربانی مردم پاک طینت زادگاهم  را در دهکده ها و هردیاری که به چنگم می افتادند، یادداشت میکردند. روزگار دیگری بود. چه بسا که بزرگان و سالمندان، صمیمانه ، شاداب و سراپا طراوت، متل ها را  با مثال های شیرین ، گویا و زنده، شادگونه تفسیر و تعبیر میکردند و ما  پر از ٱرزو و نیت های خجسته برای فردا، صبحدم ها را به بدرقه می نشستیم. بدینگونه متل های که اینک برای بار نخست به شما پیشکش می گردند، یادگاری اند از هنگامی که کسی به فکرغربت و مهاجرت در اروپا و امریکا نبود. مردم درین خطه ها یا به تحصیل می آمدند یا جهت شفا یابی و گاهی هم  بعضی ها به منظورسیاحت.

 معیارها همه  کالایی نشده بودند و جوانان به درس و تعلیم می اندیشیدند . پول همه چیز را در انحصارش نیاورده بود و واژه های انتحار و انفجار و انزجار در صدر خبر های روز قرار نداشتند. استاد خوب ادبیات مکتب ما، چکامه سرا و نویسنده یی فرهیخته، دهزاد کهدستانی که یاد شان بخیر به لهجۀ ویژۀ اندیشمندانۀ خود میگفتند: ” آغا جو، این ها روزی به درد می خورند.

به علت عدم دسترسی به بنگاه های نشراتی، از چاپ این بخش فرهنگ مردم  در یک رساله ، قسمیکه در آغاز درنظر داشتم صرف نظر نمودم. داد و ستد های طبیعیِ حوزۀ فرهنگی با نیاز های همسان و تجربه های مشترکش ، موجودیت بخشی از ضرب المثل ها را در دیگر جا های دور و نزدیک میهن ما از پسته زاران بادغیس تا زیتونستان های جلال آباد و همچنان از دیار عاشقان گنجۀ آذربایجان تا کشتزاران درۀ حاصلخیز فرغانه، میان ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و ترکستان چین، ممکن و مدلل می گرداند. به پاس حراست از فرهنگ دیرینۀ مرز و بوم، بر واژه های بعضاً عریان و احتمالاً نامأنوس، دستبردی نرفته است. به دلیل حفظ وزن و آهنگ، متل ها تا حد ممکن به گونه و طرز گفتاریِ خود نگاشته شده اند.  بعضی از کلمه های به نگاه نخستین احتمالاً هراتی همچون جَل، دوک ، غاز، غُوزه ، کَلاته، مَنداب ، صباح و کُماج  در لغتنامه یی کوچک پایین نیامده اند ، زیرا واژه های اصیل زبان فارسی دری هستند و در فرهنگهای گوناگون ثبت. از ضرب المثل های جمع آوری شدۀ فرزند  فرهیختۀ کشور، شادروان محمد علم غواص در مجلۀ لمر وقت که متاسفانه تاریخ و شماره اش را یادداشت ننموده ام ،  نیز بهره برده بودم. با پوزش، بعضی متل هایی که از  روی دستنویس کم و بیش رنگ رفته ام ، درست و واضح خوانده نمی شدند، به دلیل جلوگیریِ اشتباه، درین نوشته نیامده اند . هیچگونه ادعایی بر کامل یا جامع  بودن این بخش فرهنگ مردم ِزادگاهم  ندارم:

از دستش آو نمی چکد + آ دم  رو به آدم میره + از کیسه خلیفه می بخشه + از گدا و نون خشکه + اگه چوپان بخواهه، از شاخ تکه، بز ، پنیر می سازه + اگرخر بسر طویله نروه، به عقب طویله اش می برند+ اسپ اگر آهو بود، غمچین در پهلو بود +  احمد بیکار بود ، زد دروش را به خایه هایش + از سایه اش میترسه + آب درِ خانه گیلوکه + اصلی بجایه ، بد اصل خطایه + آتش جا خور وا میکنه + آدم بی خبر حمام میره + اگه می خواهی ماهی را نگیری، از دمش بگیر + آدم منافق، کور ورمیخیزه + از آتش خاکستر به عمل می آیه + از شره نترس که میزنه بام به بام، از نرمه بترس که میکنه کاره تمام + از گاو گوز، از مطرب تفنگچه + از غم کسی بمیر که به غمت تب  میکنه +از جهل خور به جهنم میکنه +از خر کچل ، کره اش +   آرای زن برزگر، یا شام یا نمازدیگر ، آدم از کسی که طمع داره ، گیله داره + آش را قروت می پرانه ، پیر را مرید + اسپ خوب  از طویله  بیرون نمیشه ، زن خوب از قبیله + آرد به آرد، گردش به ریش + از واسطه یی بچه، مادر میخوره کُلچه + آه ناگاهی به از تیر سحرگاهی + اینقدر هست به مدرسه ، که به بی بی خیرو گل نمی رسه + اگه صد سال از بی گوشتی بمیرم ، کلاغ از روی قبرستان نگیرم +اجل سگ که میرسه، نان چوپان را میخوره +  از خرس مویی کنده شه غنیمته + اگه مسجد بلومبه، محرابش به جایه + از قلور عاشوروا به خود برادر خوانده میگیره +  از دهلی چیزی کم نمیشه، کون ساز زن پاره میشه + انگور خودش را به تاک خود شیرین می کنه +از کرامات شیخ ما چه عجب، گربه را تر دید، گفت می باره + از سگ چه آیه، سگ بچه + آو بیار، شوروا بشم + از خود بگم، به کی بگم + آدمِ پیره ، کم بده ، هردم بده + ارزون بخر، انبون بخر + اطلس هر چه کهنه شه ، پیتاوه نمیشه + از بلایی که شکم داره، نترس + آدم منافق، میخوره و پوزش را به خاک می ماله + از نابودی، کلاه نمدی + آتش خاشه و زن لاشه، چه باشه چه نباشه + ارزون بی علت نیه، گیرون بی حکمت + آلو از آلو رنگ می گیره، همسایه از همسایه +  آموخته خور ، بدتر از میراث خور + آواز دهل از دور خوشه + از زیر ناودان برخاست، زیر شرشره نشست + از زمستان بوی خنکی می آیه + از گشنکی ٱسیابانی می کنه ، از کلانکاری مزد ور نمی داره + آو که از سر تیر شد، آدم بچه خور زیر پا می کنه + آسمان ابر داره + از مرد قوله ، از زن وعده + ای ریخ، ریخ مزاق نیه + آوِ زیر کاهه + اگه قوم بکشه ، به سایه می کشه + از گنده نترس، از ادایش بترس + آدم گنده، پر ادا می افته + اگه خیر میداشت، او را خیرالله نام می کردند + اگه گدایی ننگی داره ، برکتی هم داره + از تو حرکت، از خداوند برکت + از تفنگ خالی ، دو نفر می ترسه + از خاطر یک روی شوم ، میسوزه شهر روم +  آو که گیلوک شه،  خدا خدا ماهیگیر میشه + ٱسیا بان سگی داشت، سگ دیگه کونش را ملیسید +  از کوزه همان تراود که دروست + آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم .

بادار باش ، به فرمان باش + بیکاری، سنگ به خندق بینداز + به سفره یی ٱرد تو، دم موش سفید نمیشه + به جوالی که ده من غوزه جاشه ، دو من ارزن هم جا میشه + به ملک مردم نهال بنشانی، صدای تبر می شنوی + به خاطر یک گل ،  صد خار آو می خوره + بالا پوشش ٱسمونه ، ته پوشش زمین + پای خر یک دفعه به جوی ته میره + بعد از گوز و چارزانو زدن+ بریز و ببیز + برگ سبز و تحفه یی درویش + به بونه یی مشتک، به آسیاب می روه +  به بچه یکی نده که دوتا طلب می کنه + بیگاری از بیکاری بهتره + به آو نارسیده و موزه کشیدن + برار ها جنگ کنند و ابله ها باور + بلای خر به جون گاو می خوره + به گربه گفتن گویت داروست، بالایش را پوشید + به یک گل بهار نمیشه + به یک دست، دو هندوانه برداشته نمیشه + بز را وا کن ، رقصش را ببین + بچه یتیم را نه بزن و نه بکن،  نان ته بغلش را بستان + بچه هر چه عزیزه ، ادب ازو عزیزتره + بار کج به منزل نمیرسه +  بوزنه و سنجد خوردن + به حرف گربه، بارش نمی باره + بزغاله از دهن بز چراهی میشه +  باخرس همعقیده و با خوک همنفس + بزک بزک نمیر که بهار می ٱیه + بخت که برگرده،  فالوده دندان میشکنه +  بز به پاچه خود، میش به پاچه اش + با ارباب ده بساز،  تمام ده را بتاز.

پشیمون ، سگ سلیمون + پنبه دزد، دستش  را به ریشش می کشه + پول داشتم، پیاز خریدم + پی هیچ خفته،  بیداری نیه + پولی که به دلی دلی بیایه ، به امان امان میره + پول داری ضامن شو، نداری شاهد + پیس پیس را شو تار پیدا می کنه + پیش از مرگ و واویلا + پرطاووس مایی، رنج هندوستان بکش + پیش جانانه یی من کشمش و پندانه یکیست + پیشی ناز ، دمب تو دراز + پاک باش ، بیباک باش +  پیش طبیب نرو، پیش سرگذشت برو .

تا گوساله گاو شه ، دل خواهان آو میشه + تنخواه نا خورده ، سفر قندهار +  تیری بزن که به خاک نخوره + تا نباشه فنی بکار، دمبه چه مایه مین شیار + تا نبینی سخت و سست، هرگز نشی مرد درست + توبه از شپش دستار و ریگ پیزار + تا تو از بغداد بیرق بیاری، در کلاته کشت نگذاره کلاغ + تو را این برِ جوی، مرا آن بر جو + تا نباشه چیزکی، مردم نمیگن چیز ها + توبه از زدن کر و گرفتن کور + تخم از خرمن بیرون نمیشه و میراث از خاندان + تفنگ خالی صدا نداره + تیر را به تاریکی نینداز + تا نباشه چوب تر، فرمان نداره گاو و خر + تنور گرم گرم نون ور میداره .

جای باز را کلاغ گرفت + جواب سنگ را سنگشکن می دهه + جوجه چغوک به مادرش جیک جیک یاد میده + جت باش ، آدم باش + جنگ جت ها دروغه + جنگ سر شیار، آشتی سر خرمن + جارو به خش خشش می ارزه + جواب سلام ،علیک است و جواب خاک، مرگ + جایی که روغن میره، درد و بلا نمیره .

چشم دید، دل کشید + چه خواجه علی ، چه علی خواجه + چه نان بالای شیراز، چه شیراز بالای نان + چیزی باشه ، جای بسیاره + چیزی باشه ، می پاشه + چاه کن به چاه و محتسب به بازار + چاه کن به چاه است + چیزی گاو کجه چیزی گاودوشه، چیزی بی بی کج نشسته و کج کج می دوشه + چهل پیوندش را می برد و چهل پیرهن را نه + چیز خوب  آدم گنده +  چوب به درخت خوبه نه به آدم.

حالی گل بیار ، شتر درست کن + حوت گفتن بچه از بی بجولی است + حساب به مثقال، بخشش به خروار + حلال زاده به سر گپش می رسد + حاجی، حاجی دیگر را مگر به مکه پیدا کنه .

خودش می گوزه، خودش سپنج دود میکنه + خانه یی که پر پیمونه ، بی بی بسر و سامونه + خربوزه یی خوب نصیب کفتار میشه + خر به بام کردن آسانه ، پایین کردنش مشکل + خمیر ترش که از خانه گم شوه، یا مادر خبر داره یا دختر + خر جت را به لب آب ببر و مزد بگیر + خویی که به خازه آمد، به جنازه بیرون میشه +خر هندو را آب بده و مزد بستان + خر به دهن خرکار سیل میکنه + خدا که میده میده، به نذر بنده میده، کلنگه نزده کاریزه کنده میده + خری که جو نخوره به کرو کرو چه میفهمه + خدا هیچ جاهلی را بی سر نکنه و هیچ رباطی را بی در+ خداوند سرما را به اندازه یی پوشاکش می دهد + خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت باش + خام طمع شش کیسه داره + خر برفت و ریسمان کنده شد + خود را به کوچه یی علی چپ می زنه + خرس را یاد کن و سوته را بردار + خداوند هر که را به قدر نیتش داده + خیال میکنه که علی آباد یک ده است + خاک هرات منی ورنمی داره + خاله چونی، همیتو که تونی + خدا دیده و داده + خواهان کسی باش که خریدار تو باشه + خاری که از زمین سر میزنه، نیشش تیزه + خنده یی زیاد، غم می آره + خر که از خر بمانه ، گوش و دمبش را می زنند + خود کرده را تدبیری نیست + خر را کجا گرگ خورده ، جایی که فریز خورده + خیز گربه تا دم دالانه + خدا نان بدهد کو دندان + خوردن ، پس دادنی هم داره + خدا را ندیدی به قدرت هایش بشناس + خره از خایه ها یش می شناسه و گاو را از مایه هایش  + خوش آمد هر کرا گویی خوش آید، ولیکن ابلهان را خوشتر آید.

داشگراز کوزه یی شکسته ٱو می خوره + دایه که از مادر  مهربانتر شه ، سر میت او را میزنند +  دانه را جل میخوره و ته کله گی را کرک + دادن درویش ، چه از پس چه از پیش + د هن کجش را چه می کنی ، سخنش را بشنو + دست کَل، دهن کَل + دارایی که دارا شد دستش را بگیر، ناداری که دارا شد پسش + دیواری که به صد لغد نلومبه ، به یک مشت هم نمی لومبه + دست و شانه، هر که می تانه + دیگ به دیگدان میگه رویت سیاه + ده با درخت ها خوشه + دزد را به قافله راه نمی دهند ، میگه کدام شتر را سوار شوم +  دزد را به ده راه نمی دهند ، میگه به خانه یی ارباب می روم  + دزد زور آور و صاحب مال کم زور + دختر همسایه ، کله پخ پخ می نمایه + دوستی به زور نمیشه، مهمانی به تقلید +دیگ شریکی به جوش نمی آیه + دامن شوربا وسیعه + دشمن تو، شپش های سر تو + دروازه یی شهر بسته می شوه ، دهن آدم پر گپ نه + دیوانه برو که مست آمد + دوست به سر سیل می کنه، دشمن به پا + ده به کجا ، درخت ها به کجا + دانا را اشارتی ، نادان را مشت و لغدی + دست بالای دست بسیاره + درآمد، مرد را بخشنده دارد + دست خر، طبق حلوا +   دزد را بدوان اما تا حدی + دو پانزده یک سی است + دنیا را آو بگیره ، مرغابی تا شتالنگ اوست + دنیا را آو بگیرد، تو را خواو می گیره + دزد به سرش پر داره + دل ، کاهگل نیست + دل به دل راه داره + دل از دل آو میخوره + دیر شد، زیر میشه + دستش به آلو نمی رسه، میگه ترشه + دوای درد دندان، کندن است + دوستی دو سر داره + دل نسوزه، رگ می سوزه + دیوار ها موش داره ، موش ها گوش + دو تخته که با هم برابر شه ، حاجت نجار نیست + دل مادر به فرزند ، دل فرزند به فرسنگ + دروغ پای نداره + دروغگو حافظه نداره + دزد هم میگه خدا، صاحب خانه هم میگه خدا +  دادن درویش ، چه از پس چه از پیش + دوست می گریانه ، دشمن میخندانه + دیر آید، درست آید + دل ناخواه و عذر بسیار + دور نما، نزدیک پشیمان + دور دیده به ریش ریده + دیوونه را هویی ده ، به دستش چوبی + دیوونه را چیزی نمیشه، قومش شرمنده میشه + در باغ بی انگور را ببند .

روباه به خرسوار یکبار برمیخورد + روباه از دم مهتابی کجا میگریزد + راه ها دوره و خبر ها نزدیک .

زحمت دوست راحت جان است + زن کردن آسانه، راه آسیاب دشوار + زمزمه یی شب علامه یی ترسه + زور کاکایه که انگور ها به تاک ها یه + زن نان مایه و غوزه ، پول حمام هر روزه + زور به گاو ناله به گردون + زورش به خر نمی رسد ، ده به پالانش + زمستان میره و روسیاهی به زغال ها می مانه + زر را به زر بده نه به زرداب + زور کم و جهل بسیار + زیر کاسه نیم کاسه  + زخم شمشیر تیار میشه و زخم زبان نه .

سگ داند و کفش دوز که در انبان چیست + سرکه هر چه  هم ترشه به طلبیدنش می ارزه + سر بشمار و نان بینداز + سر مرد برود ، گپش نه + سیر را کار نفرما و گشنه را آزاه نده + سوزنه و کاهدان + سودای اول خواجه خضری است + سر روده به شکمبه بند است + سنگ کلان علامت نزدن است + سیرم سقطم، گشنه یم  بی قوت + سگ زرد برادر شغاله + سواره چه خبر داره که از کون پیاده چه می ره + سری که شعور ندااشت، کدوست + سر باشه ، کلاه زیاده + سگ به مسجد رو نداره + سالی که نکوست از بهارش پیداست + سر زاغ را بودنه می گیره + سگ گرگ به هیچ جایی جای نداره + سنگ را به هوا می اندازه ، سرش را زیر سنگ .

شتر از بار خریطه ترسیده + شکم گشنه تک تک پاشنه + شکمبه و گردن قصاب + آدم بد  اگر به شیشه هم شود،  می تراود+ شیرین برو  شیرین بیا،  سر صبح برو ، پیشین بیا +  شتر که خار بخواهد ، گردنش را دراز می کند + شتر که رفت ، بلا به بارش + شف شف نگو ، شفتالو بگو .

صد تیر را بخور و مات را از دست نده + صاحب راه ، کنار راه + صد چغوک با زاغ و زیغش نیم من است ، گاوی بکش که هر رانش سی من است + صد کَل را کلاهم و صد کور را عصا .

طناب از جایی کنده میشه که پوده شده + طلبیده را ننگی نیست و نادار را جنگی .

علف از ریشه خود آب می خوره + عروسی به تماشاگر مزه داره + عذر بدتر از گناه + عکه رفت که رفتار کبک را کند، رفتار خود را هم گم نمود + عروسی جت ها دروغه.  

غَوغَو سگ، شغاله به باغ می آره + غم نداری بُز بخر+ غلام که آغا خور نبینه، خور آغا مبارک نوم می میکنه.

فلفل نبین که ریزه، بشکن ببین چه تیزه + فقط از بین شیر چکیده + فلک جامه بده، کو اندام .

قاشق بی دم مدام به زیر دوغ می مونه + قد بلند صنوبره، قد کوته میخ خره + قلم اینجا رسید سر بشکست .

کار که تموم شد مزدور حرامزاده میشه + کاری که خدا کنه ، نه شیخ کنه و نه ملا + کاری که پول می کنه، غول نمی کنه + کاره کی کرد، کسی که تمام کرد + کاسۀ همسایگی دو سر دارد + کارد دسته یی خود نمی بُرّه +  کاه دزد کافره، گندم دزد گنهکار +  کورم  راست گو، کَلَم بدر انداز + کم بخور، کلپوره نخور + کبوتر چاهی آخر به چاهه + کیفیت درز خونه ره خشت خونه می دانه + کاری که چشم کنه ، ابرو نمی تونه + کرایۀ خر ، کفن خر + کرباس کم بود به شما نرسید + کُرۀ اسپ از نجابت در پی مادر رود، کُرّۀ خر از خریت پیش پیش مادر است + کجای تو را بریدم که نمک نکردم + کَل به کدو، لعنت به هردو + کسی که شیشه بار داره،  جنگ سنگ نمی کنه + کسی نمانده به سرا، موش ها شده کدخدا + کسی که دیده پشیمونه، کسیکه ندیده به ارمون+ کسی که گوش را مایه ، گوشواره را هم مایه + کُس مفت و خزانه یی غیب + کرباس را به کنارش بنگر و خواهر را به برارش + کج بشین و راست بگو + کار بچه کچه یه + کور چه می خواهه ، دو چشم بینا + کوچه دروغگویی تنگ است + کوچۀ راستی را زوالی نیست + کفش کهنه به دشت سوزان نعمته +  کور به کور دیگه میگه، عصای کوری مه به کونت + کیر را دیده و کدو را نه + کون گوزوک ، بهانه یی آرد جو است + کون سیاه و سفید سر دریای مرغاب معلوم میشه +  کَل بخت آوره + کَل نره به حمام ، کور نره به بازار + کلاه همسایه را آدم شب به سرش می کنه + کم ما و کرم شما.

گرگ هر چه پیر هم شود ، بازیگر شغال نمیشه + گدا گدایی کرد ، دیگر گدا توبره اش را خالی کرد + گوشنه را به تغار دیره و برهنه را به نمد + گپ که از سی و سه دندان تیر شوه ،  به سی و سه نفر می رسه +  گفته نمیتونوم  که کشمش دم داره + گپ زنی گپزی میشی ، نزنی دَبَّه + گلکاری روغن منداوه + گدا را گفتی خوش آمدی، توبره اش را برداشت و پیش آمد +  گرگ که به رمه افتاد وای به یکه یه + گل از گل رنگ می گیره ، آدم از آدم پند +  گاو پیر پندانه خواب می بینه +  گلی را که به سر بچه مردم بزنی پرتاب می دهد، سنگی را که به سر بچه خود بزنی برمیداره و می آیه +  گوساله به گله گاو به خاله خود میره + گوشت خر ، دندان سگ +  گرگ که خود را به رمه زند ، سگ را یاد ریدن می آید + گاو مُرد و گاودوشه شکست + گوشت را از درون کوخ می زنه + گل پشت و رو نداره + گاودوشه شکست و خداخدا کاسه لیس ها شد.

لَک برو به خانه پَک + لایق به لایق ،که نخنده خلایق + لیلی از لباس میگفت، مجنون از پلاس.

مار گزیده از ریسمان سیاه می ترسه +  ماری را که به آستینت جای دهی، تو را می گزه + مار هر چه کج بره، دم غالش راست میره + مار که از پونه بدش می آیه، دم غالش سبز میشه + مایه دار پنیر می خوره، بی مایه خمیر + مال یکجا، دل صاحب مال هزار جا + مال موزی ، شام قاضی +  ماهی را هر وقتی از آب بگیری تازه یه + متل را متل گذاری مایه +  دم مرغ نشسته بر دروازۀ شهر به سوی شهر بهتره تا سرش +  مرغی که آواز نداشت، عروسیِ که ساز نداشت و قروتیِ که پیاز، به یک غاز + مرغ زیرک به دو حلقه گیر می آیه +مرغش یک لنگ داره +  مشت نمونه یی خرواره +  منی من داره، سر به خانه ها داره + منزل دروغ کوتاهه + مرد آنست که به سه دینار برسه و مست نشه + موش را به انبون نفروش + میان یار و دوست، معامله درست + موی به ریسمان کمک است + مرغ هرچه خاک پالک کنه ، بسر خود می پاشه +  مرد به پارو می آره ، زن به جارو بدر میکنه + مرده  نمی گوزه ، وگر به گوزه کفن پاره می کنه + مه سر می آرم ، تو سربند + مه سر میکنم ، تو پر + مه از آسیاب می آیم ، تو میگی دهل خالی یه + مه از ده میگم ، تو از درخت ها +  مسلمانی آهسته آهسته + مهمان را مهمان وار، صاحب خانه را چرب تر + مهمان یکی باشه ، آدم گاوی می کشه + مهمان وعده خدایه، اسپی داره بلایه + مشت و درفش با هم نمی آیه  + مهمان یک شاو دو شاو، نی که سال به  دراز + میان عروسی،  ختنه سروی به گرد می کنه  .

نه به قبرستان بخواب، نه خواب پریشان ببین + نه دستی که به سر بزنم ، نه پایی که به در + نُه من مسکه را ، ده من  روغن تیار می کنه +  نیک معامله، شریک مال مردمه + نه تب داره نه تلواسه، دو چشم داره ته یی کاسه + نه سیر خوردم ، نه از بویش میترسم + نگار به روزگار خوبه + نیکی به آدم گنده کو، سر دوک به کون مرده + نه شکم پلو خوری دارم ، نه اسپ جو خوری + نگارا تور به لری مر به جری + نگار نازنین هیچی به هیچی + نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه به درد میخوره + نه به آن شوری ، نه به این بی نمکی +  نان پیاز، پینک باز+ نخود بتو نَم نمیکشه + نان مرد به شکم نامرد می مانه .

وای از برف ، وای از صباح برف.

هرکه چیش داره ، کوری به پیش داره + هوش کن که آسمان ابر داره + هرچه بز به بزغنج کنه، بزغنج به پوستش میکنه + هر که بیداره ، خبر داره +هر چه بلایه، بسر مه کلایه +  هر کسی بالای کماجش آتش میریزه + هر کس که به ما میفته، چشمش سیاه میفته +هر که یکه پیش قاضی روه، سرخرو بر می گرده + هم خدا را مایه ، هم خرما را + هرچه عزت خر را بگیری، صدای عرعر می شنوی + همیتو زعفران میخوره که لبانش زرد نمیشه +  هر که گوزیده ، از خواب بیداره + هنوز شهر را زاغ نگرفته + هر که چاه را کنده، فکر دهلش را هم کرده + هر چه تو خواندی، مه از بر دارم + هر وقت شکمبه گوشت شد، دشمن دوست میشه + هر پیرزالی مایه یی صد من خمیر ترشه + همین قدر که به روی زمینه ، چهل برابر به زیر زمینه +  هرکه دستش را سیاه کنه ، به روی خودش میکشه + هیچکس نمیگه که دوغ مه تروشه + هر چه به دیگ باشه ، به تغار معلوم میشه + هرجا سنگی یه ، به پای لنگی یه + همیتو پاکه ، که روغن از رویش برداشته میشه + هر که را به گورش می گذارند +همو خرک است و همو درک .    

یک کله و چهل مله + یک دلبند و یک دربند + یک سر پلاس غم است، یکسرش شادی+ یک سر داره، هزار سودا + یکه گی به خداوند خوبه + یک دست صدا نداره + یک بار بجی ملخک، دوبار بجی ملخک، آخر به چنگی ملخک + یکی به گاوخانه نمیره ، یکی از گاوخانه بدر نمیشه + یابلا، یا قضاء+ یا ثواب یا جواب، یا سنگ پنج من  یا کوزه آب.

پایان

 

واژه نامه  : 

بَجِی+ بگریزی

به گََرد میکنه+ بپا میکنه

تُروش+ ترش

جَت + کولی، لولی

چُغوک+ گنجشک

چِیش + چشم

پَندانه+  مغز پخته

پِِینک + پیشانی

تِیار+ آماده

خُور+ خود را

دلبند + دل و جگر با هم

دربند + محله، کوچه

دُمب+ دم

دُمبه + تیله

شِیراز + ماس چکه

غال+ آشیانه

کچل + لنگ

کَرَّک+ بودنه

کله پخ پخ + آشفته موی

کَلپوره + گیاه دارویی  با مزه یی بسیار تلخ

گَنده+ خراب ، بد

گِیلوک+ گل آلود

لَغَد+ لگد

مایَه+ میخواهد

مَر + مرا

مله + محله

میُفته + می افتد

هَمِیتو+ همین قسم

 

[ ۱۳۸٩/٦/٢۸ ] [ ٥:٥٧ ‎ب.ظ ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب