نجوا
سرودِ شعر و ادب

جیلانی لبیب

 

رمضانی

 

درست یادم هست. در یکی از رخصتی های تابستانی دوران مکتب، طی سفری به دهکده های زیبای زندگی بخشِ زادگاهم ، میان مردمی طبیعی و دوست داشتنی با تبسمی همچون انجیر های درختان لب جوی باغ های شان شیرین و گفتگو های  مثل ٱب های جاریِ میان کوچه و پس کوچه های قریه های خویشتن زلال، برای بار نخست هواخواه جمع آوری فرهنگ و ادب مردم از جمله چکامه ها، سروده ها، دوبیتی ها، ضرب ا لمثل ها، باور ها، ٱیین ها و چیستانهای مرز و بوم ولایت هرات گردیدم.

اولین چهاربیتی های را که گردهم آوردم از  چند دهکدۀ منطقۀ شافلانِ هری بود . با گذشت دوران،  بخش زیادی ازٱنچه من  در مدت سه سال فراهم نموده بودم ،  بیجا و ناپیدا شده اند. امیدوارم آنچه هنوز در لابلای اوراق پراکنده ام باقی مانده است و تا اکنون بوسیله یی فرهنگیان میهن اقبال چاپ را نیافته اند و تکراری نیستند، بتواند به مرور زمان در دسترس دوستداران قرار بگیرد.

ماه مبارک رمضان، در هراتِ خواجۀ انصار، جامی، موفق، نوایی و....، فرصت ویژه یی بود همچون همه جای جهان اسلام برای نیایش، ریاضت، تزکیه یی نفس و ماهی  سراپا شور و شوق زندگی. در ماه روزه  خنیاگران پس از ادای نماز تراویح، مثل بیشتر شهرهای میهن ما،  نوای عبادت وزندگی را در خانقاه ها، بزم آرایی ها و محفل ها به گونه یی دیگری سر می دادند. طنین ها  و آوا های هنرمندانِ محبوبِ  ترانه سرا  با چکامه های بیدل دهلوی، حافظ شیرازی، هلالی هروی، سنایی غزنوی، مولوی بلخی، بیتاب کابلی و.... از خرابات میگفتند، از اوج ها و موج ها. از زمینی ها و از فراسو ها.

بچه های محله و منطقه پس از سپری شدن نیمۀ اول ماه روزه ، دور هم جمع میشدند، یکی را که صدای خوشتر و دلنشین تری داشت سردستۀ خویش تعیین می نمودند  وبعد سوی  خانه ها و منزل های اهالی روان می گردیند. آنها پس از کوبیدن درب سرایی، آهنگی را به آواز بلند میخواندند که “رمضانی” نام داشت. سر دسته، این شعر را با لحنی ویژه سر میداد و دیگران با یکصدا همواره پس از هر بند، تنها  بیت اول را تکرار می کردند.

این سرگرمی” رمضانی” بچه های همبازی را بیشتر به هم پیوند میداد و موجب میگردید تا  مردم منطقه نیز از حال هم بهتر باخبر شوند. بعضی خانواده ها بچه ها  را در  درون خانه یی خویش فرا می خواندند و پس از صحبت ها، درهر باره یی از سرگذشت مردم و اقوام و خویشاوندان ،  با دادن شیرینی و گاهی هدیۀ پول  به  شور و شوق زندگی تشویق می نمودند. در بخش های از شهر هرات، دختران  محله هم یکجا می شدند و به رمضانی می رفتند.   

آنچه درینجا می آید تنها بخشی از آهنگ “ رمضانی” است. سلیقه و استعداد کودکان “ رمضانی” خوان را مرز و طرزی تعیین نگردیده است:

 

رمضان یارب، یارب رمضان

السلام علیک، ماه رمضان

اِی سرا از کینه، رو بر آبه (۱)

ما پنداریم سرای اربابه

اِی سرا از کینه رو بر چاهه

می پنداریم سرای پادشاهه

اِی سرا از کینه ، رازینه داره

زیر رازینه، خزینه داره

الا بی بی، گُمگُم می کنی (۲)

طبق چینی، گندم میکنی

الا بی بی، خِش خِش می کنی

طبق چینی، کِشمِش می کنی

الا بی بی، تاج بر سر تو

صد و بیست ساله شوه پسر تو

الا  بی بی ، تو مادرِِ مه

جَمَه کو بردار، دِه بر سر مه (۳)

رمضان آمد رمضانی کنیم

شتر بغداد قربانی کنیم

شتر بغداد چیزی نمیشه

بچه های محله ، مهمانی کنیم

بچه ها میگن، ما مونده شدیم

زیردالان شما پوده شدیم

بلبلک خواند بر شاخ انار

بچه ها میگَن، صد روپیه بیار

یا ثواب ، یا جواب

یا سنگ پنج من ، یا کوزه آب (۴ )

 

باید یادآوری نمود که از گرفتن روزه بعنوان ادای یک قاعدۀ دینی برای باراول در کتاب آسمانی تورات حضرت موسی ع  نام برده میشود. در فصل هشتم بخش زکریای نبی ع  آیۀ نوزدهم چنین میخوانیم : ”روزه یی ماه چهارم و روزه یی ماه پنجم و روزه یی ماه هفتم و روزه یی ماه دهم برای خاندان یهودا بشادمانی و سرور و عید های خوش مبدل خواهد شد. پس راستی و سلامتی را دوست بدارید.”

بنا بر آیۀ دوم باب چهارم  انجیل متی، حضرت عیسی  ع  پس از غسل تعمید چهل شبانه روز، روزه داشت  و فریب شیطان را نخورد. آیه های شانزدهم تا نوزدهمِ باب ششمِ انجیل متی هم در مورد  چگونگی گرفتن روزه میباشد. در آیین هندویسم نیز روزه علاوه بر زمان آمادگی برای برگزاری مراسم مذهبی ویژه، روزهای اول رؤیت ماه و روز های بدر،  برای گرفتن روزه اختصاص داده شده است. آیین زرتشت کشتار ، قربانی کردن حیوانات و استفاده از گوشت را در روزهای دوم، دوازدهم ، چهاردهم و بیست و یکم هر ماه  ممنوع می شمارد.

 

۱- کینه :  کیست             

۲- گُمگُم:  نوعی صدا هنگام کوبیدن چیزی

۳- جَمَه کو: چوبی  برای گذاشتن در پشت دروازه  یی خانه

۴- مَن: مقیاس وزن  در هرات ، معادل  تقریبی هفت کیلو گرام

 

پایان

[ ۱۳۸٩/٦/٢۸ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب